|
اشكالي ندارد كه كسي تو را احمق بداند |
|
|
|
|
نوشته شده توسط Administrator
|
|
پنجشنبه ، 20 خرداد 1389 ، 15:41 |
مردي هر روز در بازار گدايي مي كرد و مردم هم حماقت او را دست مي انداختند.
مردم دو سكه به او نشان مي دادند كه يكي از طلا بود و يكي از نقره.
اما مرد گدا هميشه سكه نقره را انتخاب مي كرد.
اين داستان در تمام منطقه پخش شد.
هر روز گروهي زن و مرد مي آمدند و دو سكه به او نشان مي دادند و مرد گدا هميشه سكه نقره را انتخاب مي كرد.
تا اينكه مرد مهرباني از راه رسيد و از اينكه مرد گدا را آنطور دست مي انداختند ناراحت شد.
در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت:
هر وقت دو سكه به تو نشان دادند سكه طلا را بردار!
گدا پاسخ داد: حق با شماست!
اما اگر سكه طلا را بردارم ديگر مردم به من پول نمي دهند تا ثابت كنند كه من از آنها احمق ترم.
شما نمي دانيد تا حالا با اين كلك چقدر پول گير آورده ام!!!!
اگر كاري كه مي كني هوشمندانه باشد ، هيچ اشكالي ندارد كه تو را احمق بدانند!!! |