|
نامه دختر سنگدل به دوست پسرش |
|
|
|
|
نوشته شده توسط Administrator
|
|
سه شنبه ، 22 دی 1388 ، 21:26 |
|
1- محبت شديدي که صادقانه به تو ابراز ميکردم 2-دروغ و بي اساس بود و در حقيقت نفرت من نسبت به تو 3- روز به روز بيشتر مي شود و هر چه بيشتر تو را مي شناسم 4- به پستي و دورويي تو بيشتر پي ميبرم و 5-اين احساس در قلب من قوت ميگيرد که بالاخره روزي بايد 6- از هم جدا شويم و ديگر من به هيچ وجه مايل نيستم که 7- شريک زندگي تو باشم و اگرچه عمر دوستي ما همچون عمر گلهاي بهار کوتاه بود اما 8- توانستم به طبيعت پست و فرومايه تو پي ببرم و 9- بسياري از صفات ناشناخته تو بر من روشن شد و من مطمئنم 10- اين خودخواهي ، حسادت و تنگ نظري تو را هيچ کس نميتواند تحمل کند و با اين وضع 11- اگر ازدواج ما سر بگيرد ، تمام عمر را
12- به پشيماني و ندامت خواهيم گذراند . بنابراين با جدايي ازهم 13-خوشبخت خواهيم بود و اين را هم بدان که 14- از زدن اين حرفها اصلا عذاب وجدان ندارم و باز هم مطمئن باش 15- اين مطالب را از روي عمق احساسم مينويسم و چقدر برايم ناراحت کننده است اگر 16- باز بخواهي در صدد دوستي با من برآيي . بنابراين از تو ميخواهم که 17- جواب مرا ندهي . چون حرفهاي تو تمامش 18- دروغ و تظاهر است و به هيچ وجه نميتوان گفت که داراي کمترين 19- عواطف ، احساسات و حرارت است و به همين سبب تصميم گرفتم براي هميشه 20- تو و يادگار تلخ عشقت را فراموش کنم و نمتوانم قانع شوم که 21- تو را دوست داشته باشم و شريک زندگي تو باشم . و در آخر اگر مي خواهي ميزان علاقه مرا به خودت بفهمي از مطالب بالا فقط شماره هاي فرد را بخوان!
 |